حسین
n
خون گرید چشمانم از فراقت
n
دارم از این جماعت شکایت
n
بدرقه ام شد سر ،غصه و غمهایت
n
………………..
n
می کند این خواهر یکه و تنها جنگ
n
معجر زینب تو شده پر خاک
n
گو تن تـو زجروح شده صـد چــاک
n
…. ای حبیبم ….
حسین
n
خون گرید چشمانم از فراقت
n
دارم از این جماعت شکایت
n
بدرقه ام شد سر ،غصه و غمهایت
n
………………..
n
می کند این خواهر یکه و تنها جنگ
n
معجر زینب تو شده پر خاک
n
گو تن تـو زجروح شده صـد چــاک
n
…. ای حبیبم ….