یا حسین...

  • ۲۳۶۴

.

من به خون لبت ای دوست گرفتار شدم ...

حال سجاد تو را دیدم و بیمار شدم ...

.

در حسینیه ارباب شبی خوابم برد ...

صبح پشت در یک میکده بیدار شدم ...

.

چه شبی بود که از بین دو انگشت شما ...

ناگهان با خبر از عالم اسرار شدم ...

.

شال خوش‌بوی تو سبز و علم دوش تو سبز ...

دام همرنگ زمین بود گرفتار شدم ...

 .

بچه بودم که اباالفضل شفا داد مرا ...

تا قیامت به اباالفضل(ع) بدهکار شدم ...

.

خلق در روضه گرفتند برات عتبات ...

من بیچاره ولی دیر خبر دار شدم ...

.

رشته بر گردنم افکنده ای و در پی تو ...

هر شب اواره هر کوچه و بازار شدم ...

.

کربلا اوج عزا بود ولی چون زینب(س) ...

از بلایای پس از شام عزادار شدم ...

.

من از آن روز که در بند توأم آزادم ...

نوکر فاطمه و حیدر کرار شدم ...