نامه ای از پدر

  • ۱۲۳۰
 
نامه ای از پدر  (امام خمینی به سید احمد)
♦️و بعد، این وصیتی است از پیری درمانده که در تمام دوره ی عمر قریب به نودساله ُ اش در غرقاب ضلالت و سکر طبیعت به سر برده و اکنون ارذل العمر را به سوی قعر جهنم می پیماید و امیدی به نجات خود ندارد ولی از روح الله و رحمت او مأیوس نیست و امیدی جز او ندارد... 
♦️این وصیت به جوانی است که امید است به توفیق خدای بزرگ و هدایت هادیان سبل علیهم سلام الله راهی به سوی حق پیدا کند و خود از این منجلاب هادی ُکه پدرش را فرا گرفته نجات یابد.
♦️ای پسر عزیزم احمد، در این اوراق نظر کن: اُنظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال ... بدان که هیچ موجودی از موجودات از غیب عوالم جبروت و بالاتر و پایینتر چیزی ندارد و قدرتی و علمی و فضیلتی را دارا نیست و هر چه هست از او است که از ازل تا ابد زمام امور را به دست دارد و احد و صمد است. 
♦️از این مخلوقات میان تهی پوچ، هیچ باکی نداشته باش و چشم امیدی هرگز به آنها مبند که چشم داشتن به غیر او شرک است و باک از غیر او جل و علی کفر.
♦️پسرم! تا نعمت جوانی را از دست ندادی فکر اصلاح خود باش که در پیری همه چیز را از دست میدهی. یکی از مکاید شیطان که شاید بزرگترین آن باشد که پدرت بدان گرفتار بوده و هست استدراج است. 
♦️در عهد نوجوانی شیطان باطن که بزرگترین دشمنان اوست او را از فکر اصلاح خود باز میدارد و امید میدهد که وقت زیاد است.

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">